سخن رهبری درباره معاونت علمی
جهش تولید
امروز : شنبه 10 آبان 1399
  • 99/06/15 - 10:41
  • 484
  • زمان مطالعه : 2 دقیقه

سیر تاریخی تا شناخت

سید کمال خرازی*

مفهوم شناخت سیر تاریخی خود را داشته است. مفهوم شناخت چیزی نیست که تنها در این دهه‌های اخیر مطرح شده باشد. این مفهوم یک سابقه تاریخی دارد که از زمان گذشته در ادبیات روان شناسی و تربیتی مطرح بوده است. هم گشتالتی‌ها، هم پیاژه و هم دانشمندان شناخت گرای دیگر مفهوم شناخت را مطرح کرده و تاکید داشته‌اند که هدف تعلیم و تربیت باید توسعه و رشد شناخت انسان باشد. منتها با توسعه علوم شناختی  که در واقع به مطالعه تجربی ماهیت و کارکرد ذهن و مغز انسان می پردازد مفهوم شناخت تغییر یافته است. به طوری که صرفا یک بحث نظری همچون گذشته نیست بلکه یک مطالعه تجربی در راستای این است که شناخت چگونه حاصل می‌شود، چگونه تقویت می‌شود و چگونه می‌توان آسیب‌های شناختی را جبران کرد.

بنابراین، امروز مبحث شناخت به عنوان یک حوزه بین رشته ای و تجربی مطرح است و نیازمند مطالعه در آزمایشگاه و حاصل شناخت ذهن و مغز از زوایای علوم اعصاب، روان شناسی، علوم یادگیری، زبان شناسی، پزشکی و حتی مهندسی و فلسفه است.

بنابراین وقتی از عنوان علوم شناختی استفاده می کنیم منظورمان یک علم تجربی و حاصل تعامل رشته های مختلف در شناخت ذهن، مغز و کارکردهای آن است که در آزمایشگاه و با ابزارهای خاص مطالعه می‌شود. حتی در رشته ذهن، مغز و تربیت هم ما می خواهیم رشد ذهن و مغز را به صورت تجربی مطالعه کنیم و روش‌هایی را بیازماییم که ممکن است منجر به رشد ذهن و تفکر کودکان شود. وقتی این روش‌ها مبنای علمی و تجربی داشته باشد اعتبار بالایی خواهد داشت. بدین ترتیب خود مفهوم شناخت تغییر ماهوی پیدا کرده است.

کودک وقتی به دنیا می‌آید، مجموعه‌ای از توانایی‌های بالقوه را دارد. اگر محیط این توانایی‌ها را بالفعل سازد کودک می‌تواند مراحل رشد خود را به درستی طی کند. اصولا فلسفه ایجاد مدارس کمک به کودکان برای رشد ذهنی آنان است تا توانایی های شناختی آنان اعم از توجه، استدلال، تصمیم گیری و حل مسئله توسعه یابد. بنابراین وقتی ما در حوزه علوم شناختی می گوییم هدف مدرسه رشد ذهن کودکان است یعنی رشد مغز و ذهن با استفاده از روش هایی که برآمده از مطالعات تجربی باشد و در اینجاست که اختلافات شدیدی بین رفتارگرایی و شناخت گرایی پدید می‌آید. شناخت گرایی معتقد است که رشد یک امر درون زا است و انسانها باید از درون خود مراحل رشد را بگذرانند و موجبات رشد خود را فراهم سازند چون ذهن انسان سازنده است. در حالیکه رفتارگراها نگاهی ماشینی به انسان و ذهن او دارند و بر این باورند که رشد کودک را باید از طریق پاداش و تنبیه در جهتی خاص هدایت کرد.

*مشاور معاون علمی و فناوری رییس جمهوری در حوزه علوم شناختی

  • گروه خبری : اخبار,یادداشت ها,برگزیده ها
  • کد خبر : 69723
کلمات کلیدی

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید

متن درون تصویر امنیتی را وارد نمائید:

متن درون تصویر را در جعبه متن زیر وارد نمائید *

شخصی سازی

انتخاب رنگ

اندازه فونت