چهارشنبه ٠٩ فروردين ١٣٩٦-
close
خدمات الکترونیک
ورود
نام کاربری :   
کلمه عبور :   
[عضویت]
صفحه اصلی > مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی > یادداشت > در گریـز از بـچه پولدار شدنِ نفتـی 

در گریـز از بـچه پولدار شدنِ نفتـی

خطر سقوط در چاه نفت

*پـرويـز کـرمـي

 

نفت زير پاي ما نعمت است بيشک اما ندانمکاريها و اشتباهات مديريتي ما طي اين صد و چند ساله باعث شده است تا به نقمت تبديل شود و دست و پاي ما را براي رشد  توسعه و ترقي ببندد. بارها شنيدهايم از بزرگان و دلسوزان وطن که گناه تنبلي و کسالت عمومي را به گردن نفت انداختهاند و پول نفت را به ثروت بيزحمتي تشبيه کردهاند که مانع از کار و تلاش جدي ما شده است. از اين حيث باقي کشورهاي نفت فروش هم کمابيش وضعي مشابه ما دارند و با ثروت خدادادي زيرپايشان به مرض تجمل و واردات و تبرج مبتلا شدهاند. کشورهاي نفتي عمدتا نه اهل ساخت و سازند، نه در توليد علم سهيمند و نه باري از دوش مردم جهان برميدارند. آنها نفت ميفروشند و با پول نفت هرچه اراده کنند ميخرند و مصرف ميکنند. البته مازاد مصرف و تجملشان را نيز در کمپانيهاي بزرگ سرمايهگذاري ميکنند تا از سودش بهرهمند شوند و چرخهاي اقتصاد دنيا را نيز بچرخانند. توليد کنندههاي نفت شبيه فرزنداني هستند که ارث بيشمار پدر را زيرسر دارند و نيازي به کار و تلاش نميبينند. مردم کار و تلاش ميکنند تا صاحب ثروت و مکنت و قدرت شوند، کسي که اين هرسه را خدادادي به ارث برده چه حاجت به کار و تلاش دارد؟ پول که مهيا باشد انگيزههاي تلاش و زحمت نيز از بين ميروند مگر اينکه براي زحمت و کار انگيزههاي ديگري ايجاد کنيم. آمريکا هم نفت دارد و درآمدش آنقدر هست که به بچه پولدار نفتي بدل شود اما نشده و ثروت و قدرت و مکنتش را از راه ديگري به دست آورده. آمريکا شيطان بزرگ است و جمهوري اسلامي از روز تاسيسش دشمني به اين بزرگي و کينتوزي نداشته است اما واقعيت اين است که اين دشمن، تنبل نيست و اتکا به درآمد نفتش هم ندارد. آمريکا صاحب بزرگترين اقتصاد جهان است و کمپانيهايش بيشترين درآمد را دارند و ميزان دارايياش بالاتر از بقيه است اما دانشگاههايش، نظام آموزشياش، کارخانههايش و مردمش چشم به دست دولتش ندوختهاند تا مثل مادري مهربان پول در حلقشان بريزد. در فيلمهاي مستند لابد ديدهايد که چطور پرنده مادر در دهان باز جوجههايش غذا ميريزد. در کشورهاي نفتي، نسبت سازمانها و مردم و شرکتها با دولتهايشان همينگونه است. آموزش و پرورش، آموزش عالي، پژوهشکدهها، کارخانهها، هنرمندان، دانشمندان، و حتي مردم کوچه و بازار دهان باز ميکنند تا دولت مهربان و سخي، سهم هرکسي را از فروش نفت در دهانش بگذارد. اگر ميبينيد کارخانههاي ما با اين حجم سرمايهگذاري ضرر ميدهند و هميشه هشتشان گرو هشتادشان است دليلش همين است که خود را وصل به کُر دولت ميبينند و از بابت ورشکستگي و نابودي نگراني ندارند. استظهار به پول زياد آدم را تنبل و بيحوصله ميکند و از رقابت جدي دورش ميکند. بچههاي فقير ميدانند که اگر دو روز کار نکنند دچار گرسنگي و فاقه ميشوند. آنها ناچارند که از صبح تا شب بدوند تا بنيه اقتصاديشان را قوي کنند. اما بچه پولدار مستظهر به ثروتي است که فکر ميکند حالا حالاها تمام نميشود و توبرهاش از زر تهي نميگردد. اما يک روز به خود ميآيد و ميبيند که نه تنها کفگيرش به ته ديگ خورده و مفلس گشته و کيسهاش از زر خالي شده، بلکه چارهاي جز تن دادن به بدبختي و بدعاقبتي برايش نمانده. در جواني ميشود هنرآموخت و کار کرد و توشه اندخت اما آيا در سنين بالا هم ميشود؟ چه بايد کرد؟ واقعا چه بايد کرد؟ در حُسن مَطلع شماره قبل «سرآمد» حکايتي از سعدي نقل کرديم که اين سوال را جواب ميدهد. «حکيمي پسران را پند همي داد که جان پدر هنر آموزيد که ملک و و دولت دنيا اعتماد را نشايد و سيم و زر در سفر بر محل خطر است يا دزد بيکار ببرد يا خواجه به تفاريق بخورد...» اين حکايت را بيوجه نيست اگر با تعابير جديد بازخوانياش کنيم و بگوييم که منابع نفتي را اعتماد نشايد،که تحريمش ميکنند، يا قيمتش را ميشکنند يا خودمان به تفاريق ميخوريم تا تمامش کنيم يا... نگاهي به وضعيت فعلي نشان ميدهد که اگر پند سعدي را بکار بسته بوديم امروز از تحريم و شکستن قيمت نفت در هراس نبوديم.

«فريدمن» از کالمنيستهاي مشهور و معتبر دنيا در برابر سوال «علم بهتر است يا نفت؟» پاسخي ميدهد که قابل تامل است و بخصوص براي ما که کاهش وابستگي هاي نفتيمان را در دستور کار قرار دادهايم جاي درنگ دارد: «گاهوبيگاه از من ميپرسند به جز کشور خودت به کجا علاقه داري؟ و من هميشه يک جواب داشتهام. تايوان؛ چرا تايوان؟ جوابش ساده است. چون آنجا صخرهاي است لميزرع در دل دريايي طوفاني و سهمگين. اين صخره، منابع طبيعي ندارد تا ساکنينش بفروشند و با پولش زندگي کنند. حتي براي ساخت و ساز مجبورند شن و ماسه را از چين بخرند و وارد کنند. با اين همه تايوان چهارمين ذخيره مالي دنيا را دارد زيرا به جاي کندن و کاويدن زمين و استخراج نفت و گاز و مواد ارزشمند، ذهن و فکر بيست و سه ميليون تايواني را ميکاود تا استعدادهايشان و انرژيهايشان و هوش و ذکاوتشان را آزاد کند. هميشه به دوستان تايوانيام ميگويم که شما خوشبختترين مردم دنيا هستيد زيرا نفت و سنگ آهن و جنگل و الماس و طلا نداشتهايد تا بفروشيد و با پولش جلوي مهارتها و خلاقيتها و هوش و تواناييهايتان را بگيريد. بزرگترين و مهمترين منبع توسعه، ثابت شده است که تواناييها و استعدادهاي مردمي است که اراده به ساختن و آباد کردن دارند. تنها منابع تجديدپذير واقعي جهان همينها هستند نه چيز ديگر...»

کار ما در سرمقاله نسخه پيچيدن نيست که بگوييم حالا با اين همه منبع نفت چه بايد بکنيم و چه سياستي پيش بگيريم. کار اصلي ما دعوت به تامل و تفکر است. خوشبختانه سياست اصلي نظام برعدم وابستگي به نفت گذاشته شده است. رهبر فرزانه انقلاب مکررا بر اين عدم وابستگي تاکيد کردهاند و اخيرا تعبير رسا و دقيق «بچه پولداري نفتي» را در ديدار با نخبگان کشور بيان فرمودهاند که بسيار راهگشاست. واقعيتهاي دنيا نيز ما را به سمتي بردهاند که بايد تصميم بزرگ و سخت بگيريم و خودمان را از شبيه شدن به خام فروشان نفتي نجات دهيم. مسايل سياسي و اقتصادي نيز وضعيتي پيش آورده که نميتوانيم عدم وابستگي به نفت را به تاخير بيندازيم. تحريم و کاهش قيمت نفت را اگر از زاويه دقيقتري نگاه کنيم، خواهيم ديد که هيچکدامشان تهديد ما نيستند بلکه اگر هوشياري به خرج دهيم فرصتي عالي و تاريخي برايمان فراهم کردهاند تا وابستگيمان را به پول نفت قطع کنيم. پند سعدي که جلوتر نقل کردم انتهايي دارد که ميتواند ما را در اخذ تصميم بزرگ و سرنوشت ساز کمک کند: «... اما هنر سرچشمه زاينده است و دولت پاينده. وگر هنرمند از دولت بيفتد غم نباشد که هنر در نفس خود دولت است، هرجا که رود قدر بيند و در صدر نشيند و بيهنر لقمه چيند و سختي بيند.» هنر را در اين حکايت نقاشي و تئاتر و سينما معني کنيد. هنر شامل فضيلتهايي است که منجر به دانايي و توليد و آباداني و ساختن ميشود. هنر همه آن چيزي است که مقابل نفت است و براي آدم اعتبار و مکنت و دولت و ثروت ميآورد.  

* مشاور معاون علمی و فناوری رئیس جمهور و رئیس مرکز روابط عمومی و اطلاع رسانی

 

©تمامی حقوق متعلق به این سایت و برای معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری محفوظ می باشد.www.isti.ir